من از فردا هراسانم!
نمي‌دانم چرا؟
آخر مگر فرداي من تار است؟
مگر خورشيد در آن رخ بر نمي تابد؟
مگر در باغ فرداها
گل اميد من نشكفته مي ماند؟
من از فردا هراسانم
من از بيگانگيها بيم دارم بيم
من از فردا هراسانم
نمي‌دانم چه خواهد شد؟؟؟