باز من و عذاب شبی تاريک

باز من و درد ديرين و زخمی نو....

 

باز همهمه و صدای توهم

باز من و اين همه تشويش.....

 

همه در تلاطم موج و کشتی شکسته

ساحلی بس دور و وحشت طوفان....

 

اما در اين ميان دلم با توست

اما در اين ميان دلم با توست.....