تو از سلاله ی کدام آسمانی که چنين بی پروا ، روح مرا به خود می خوانی ؟! در اين دير کرد زودازود ، خود ، نجسته يافتمت . و اکنون نيک می دانم ، روح سر کش من تو را می جسته است . دوش بر بلندای گريه تماشايت کردم . در نم اشک خويش سوسوی ستارگانی را ديدم که مرا به آرامشی عظيم فرا می خواندند. بی هيچ ترديدی ، دانستم که ايشان ، پيامبران تواند .
و ای مهربان ، هيچگاه پيامبرانت را از من دريغ مدار ..
و ای عشق من تو را ديدم و آغاز خود را از تو آموختم .

چون عشق به دل رسيد دل درد کند
درد دل مرد ، مرد را مرد کند
درآتش عشق خود بسوزد وآنگه
دوزخ زبرای ديگران سرد کند

مطلب بالا رو من ننوشتم.....

/ 26 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زوربا

سلام..گفتم شاید برای بعدا وقت نشه و شرمنده شما بشم...برای همین پیشاپیش یلدا رو بهتون تبریک میگم...امیدوارم لحظات زندگیتون همواره غرق در شادی و شعف و سلامتی باشه....

mehrdad

اين کبوتره هنوز خوب نشده؟؟؟؟؟

MOO

سلام،بلاخره من آپدیت کردم،بازم اين شعر های زيبا واقعا دلم برای اينا تنگيده بود

مهدي المثني

با سلام مجدد. انتخاب به جا و شايسته جنابعالی را به سمت رياست روابط عمومی گروه تبريک عرض نموده . علو درجات شما را از ايزد منان خواهانيم. معاونت اطلاع رسانی گروه . ساوه ای های مقيم وبلاگ.

MOO

کجايی؟چرا آپديت نميکنی؟

.

سلام . چرا آپ ديت نمی کنی ؟!!!!

ستايش

سلام...هر کی نوشته قلم سبز و عاشقی داره... خيلی قشنگ بود... اومدم برای خداحافظی... دارم ميرم... تا کی خدا ميدونه ولی خيلی دلم ميخواد برگردم و با صاحبان اين قلم‌ها و قلب‌ها بيشتر آشنا بشم... حق يارت.

salam be maa ham sar bezanin