حس نوشتنم کجاست؟

جديداْ خيلی وقتها می ام توی وبلاگم و می خوام که چيزی بنويسم ولی يا چيزی برای نوشتن ندارم و يا حال نوشتن !!!

درد جديد ديگه ای هم به سراغم آمده و آنهم اينه که سراغ خيلی از وبلاگهای قديمی و جديد ، آشنا و غريبه می‌رم مطالبشون را می خونم ولی نه حال کامنت گذاشتن دارم  و نه حال سر زدن دوباره ، حتی با اينکه خيلی از اين وبلاگها برام آنقدر جالب بوده که همون دفعه اول نشسنم همه مطالب قديم و جديد و آرشيوی و... را خوندم اما ....

خلاصه احساس مس کنم ديگه نه آن حوصله سابق را دارم و نه آن احساس را

اما باز هم فکر کنم وضع من از خيلی وبلاگ‌نويسهای ديگه خيلی بهتره...

راستی آن شب بچه‌ّا آمدند... جاتون خالی به من که خيلی خوش گذشت... جای همه آنهايی که تبودند هم خالی بود.

 

/ 9 نظر / 6 بازدید
نا شناس

غمگین مباش کبوتر زخمی !!!! بال میگشایی باز ... آسمان آن بالا گرم میگیرت سخت در آغوش... باز پرواز شکوهش را با تو تقسیم خواهد کرد. و مهم اینست... پرواز را مبر از یاد.

anotherone

عيب نداره. لازم نيست هميشه همه چيز همونطور که بود باقی بمونه. همين تغيير کردن و تحول رمز زندگيه. يکنواختی بد تره ! من که هيچوقت دلم نخواسته به گذشته برگردم.

tanha

کبوترزخمی فکرنکن که تنهايی من هم مرغ عشقی زخمی هستم که توان چيزی ندارم نه بالی ونه پری گوشه ای کنج قفس نشسته ام

خلوتگاه

این قضیه تقریبا همگانی شده.. راستی دستت درد نکنه بابت اونشب.. به منم خیلی خیلی خوش گذشت

دلداده تو

مهم اينه که هميشه خودت باشی .

دلداده تو

فکر کنم اين پست را هم خيلی بی‌حوصله نوشتی چون غلط املايی خيلی داره!

anotherone

دو نقطه٬ ديييييييی !!!

ميرفندرسكي

مثل اينكه اين سيستم هنوز كار نمي كنه ولي اگر خواستيد sms بفرستيد از طريق سايتهايي مثل نويد نت و استفاده از كارتهاي اينترنت اونها مي تونيد اين كار رو بكنيد ظاهرا چيز مجاني بهتر از Lg در نمي ياد !!!

اشکبوت

منم خيلی وقته حوصله‌ی خوندن و کامنت دادن ندارم. اين هم از معدود کامنت هاييه که تو چند وقت اخير به يکی از معدود وبلاگهايی که خوندم ميدم! يه نگاه به صفحه‌ی اولم هم ميگه که چقدر تنبل شدم اين چند ماهه.