فروغ



نگاه کن که غم درون دیده ام
چگونه قطره قطره آب می شود

چگونه سایه ي سیاه سرکشم
اسیر دست افتاب می شود

نگاه کن تمام هستیم خراب می شود
شراره اي مرا به کام می کشد

مرا به اوج می برد
مرا به دام می کشد

نگاه کن تمام اسمان من پر از شهاب می شود
نگاه کن من از ستاره سوختم

لبالب از ستارگان تب شدم
چو ماهیان سرخ رنگ ساده دل

ستاره چین برکه هاي شب شدم......



/ 23 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فيروزه

سلاملکم ... خوبی؟ ... خسته نباشی اوهومممممم اين دفعه که برنامه گردباد داشتيم می بريمت ... نميخواد جايی ثبت نام کنی ما از شما دعوت به عمل می آوريم که افتخار بديد و تشريف بياريد ... شماره هم دريافت گرديد ... با تشکر راستييييييييی يه سوال ... پيليز زود و تند جواب بده بهم ... الان من رو توی خيابون ببينی ميشناسی؟! هوم؟! منو يادته آيا؟!

هلن

سلام واااااااااااااااااای من عاشق شعرهای فروغم.لذت بردم عزيزم.مرسی

ثمين

نرجس جون خوبی گلم؟

رزسفيد

فقط خواستم بگم که خيلی دوستت دارم دوست جووونم.همين. ممنونم بابت همه همراهيهات و کامنتهات

رها

يه حس خوب داره اينجا ...

هيچکس

سلام نجس جون خوشحالم که با وبلاگتون آشنا شدم در ضمن شعرقشنگی بود منم با مناظره بهلول و خليفه منتظرتونم... بای...

هيچکس

سلام عزيزم واقعا شرمنده حرف «را» از اسم «نرجس »در کامنت پائينی افتاده......خودتون لطفا زحمتشو بکشيد بازم شرمنده نرجس جون

عماد آبشناس

خوشحال می شم به من هم سری بزنيد جهانی شوید ایرانی بمانید...