فيلم چهارشنبه‌سوری را يک دفعه ی ديگه ديدم01.gif

چه‌قدر برداشت ها متفاوته!25.gif

اظهارنظر‌های محمد هم جالب بود!!!

اول فيلم معتقد بود زن‌ها هميشه به شو‌هرهاشون مشکوکند!14.gif

اما آخر فيلم گفت: البته مردها را هم نميشه به حال خودشان گذاشت!!!!09.gif

اظهار نظرهای ديگران هم خيلی جالب بود:

يه آقايی که با دوستش آمده بود سينما : از بس زنه به مرده گير داد مرده اين کار را کرد.31.gif

دو تا خانم که باهم آمده بودن : مردها کثافتند! هيچ وقت نبايد بهشون اعتماد کرد.32.gif

يه دختر خانم ديگه: هميشه اين مردها از کوچک‌ترين فرصت هم استفاده می کنند تا خودشان را ... کنند. (من که نفهميدم کجای اين فيلم اين مطلب را می‌رساند.33.gif)

يه خانم و آقای دوست : موضوع فيلم‌های ايرانی خيلی تکراری شده!!! همش راجع به خيانته.... و انگار همه مردهای دنيا خائن نند؟!13.gif

خلاصه کلی اظهار نظر‌های متفاوت...

اما من بازی هديه را پسنديدم  .... کلی با بازی‌های ديگه‌اش فرق داشت...

 

(چی شد که من اينجا از روزمرگی‌هام دارم می‌نويسم؟ خودم هم نمی‌دونم!!!)33.gif20.gif08.gif

 

/ 15 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
گندم

ممنونم از حضورت....با سلام.

negine shgh

سلام.خوب بگذاريد من هم نظرمو بگم .والا اينقدر از بازی متفاوت هديه تهرانی گفتند که خيلی هم به نظر من کاری نکرده بود و خلاصه بگم صداگذاری فيلم افتضاح بود.واقعا اين جايزه هارا چه جوری مفت مفت ميدهند.البته من فيلم های هديه تهرانی را دوست داشتم تاحالا اما اين دفعه واقعا توی ذوقم خورد.

سارا

سلام... هميشه همينطوره :) اگه نظرها و سلايق اينقدر متفاوت نبود. دنيايی هم نبود . همين تفاوتهاست که دنيا رو می سازه... من هم خيلی خوشم اومد از فيلم. اما چند روز پيش يکی از دوستام که ديده بود همش خودشو لعنت می کرد که چرا رفته ديده :)

SaRa

.....شايد هم اولين ها گويا باشند!!....و هنوز فرصتی برای ديدن اين فيلم به دست نيامده.......موفق باشيد.

anotherone

شايد ايراد از من بود که هيچی از اين فيلم نفهميدم. راستش خيلی از ديدنش خوشحال نشدم. فکر کردم هيچ حرف تازه ای نداره برام: يه زن تنها که شايد به خاطر بی سر پناهی يا هرچيز ديگه رابطه با يه مرد خانواده دار رو پذيرفته، يه زن ديگه که شخصيتش رو کارگردان مه آلود نشون داد و ما نفهميديم واقعا هميشه بد اخلاق و مشکل داره که با شوهر خواهر خودشم قهر کرده يا بد اخلاقيش فقط يه چيز گذرا بوده ... و يه مرد. که ازش بدم اومد. که درک نکردم چرا اينکار رو کرده. فيلم هم هيچی نگفت. گذاشت تا شخصيت اين مرد توی ذهنم لجن مال بمونه.

anotherone

صحنه هايی که باعث شد دل تماشاچی ها به حال زن آرايشگر بسوزه مرد قصه رو کثيف تر کرد. برخورد مرد با همسر سابق زن آرايشگر هم. کارگردان فقط روزمرگی های ما رو به تصوير کشيده بود.اين که نميشه هیچ کس رو مقصر قلمداد کرد رو نشون داده بود. (البته غیر از مرد قصه که همچين کاری براش نکرد)از کارهايی که در گذشته انجام دادم پشيمون شدم. منم بارها ديگرانی رو به خاطر بعضی مسائل مقصر دونستم. شايد اشتباه کردم ...

anotherone

آخی ...سبک شدم. خوب شد يه وبلاگی درباره ی اين فيلم نوشت ... وگرنه نق نق هامو کجا ميبردم ؟!!

.*.

دفعه اولم که به وبلاگ شما سر می زنم بايد بگم وبلاگ فشنگی دارين و متن زيبايی نوشتيد. من به روزم اگر بياين خوشحال می شم. پيروز باشي.

آرش

سلام...مجبورم کردی برم ببينمش