يه جورايی نگرانم!

نگران آينده، نه آينده خيلی دور، نه ! نگران همين سال بعدی هستم که می خواد بياد!

از قديم گفتند: سالی که نکوست از بهارش پيداست!!!!!!

از صدقه سر دولت جديد اکثر کارمند ها هنوز حقوق چند ماه پايانی سال را نگرفتند،چه برسه به پاداش آخر سال!!! حالا اين مردم چه می کنند با اين خرج‌های وحشتناک، خدا داند!

از آن طرف هم به لطف حضور روسای جديد ادارات که ديگه تو پستهای جديدشان جا افتادند و شروع به رييس بازی کردند کلی متخصص بی‌کار شدند و کلی هم آدم هيچ چی ندون به نان ونوا رسيدند....

اوضاع خيلی به هم ريخته!

بعد از چهار سال خون دل خوردن و سگ‌دوزدن برای گفت‌وگو13.gif(خدا خير نده اين خاتمی را31.gif) يک کتابخانه  که حدود ده هزار جلد کتاب تخصصی و فوق تخصصی داره، و همين چند وقت پيش با هزار جور دوندگی و بدبختی از آيسيسکو (سازمان اتحادکشورهای مسلمان) يه طرح برای بين‌المللی کردن اين کتابخانه با يک بودجه وسيع که حتی به ما اجازه می ده کتابخانه های مشابهی را تو کشورهای ديگه هم احداث کنيم گرفته شده ( البته با مرکزيت ايران)!

اين طرح از ژانويه سال ۲۰۰۷ اجرا می‌شه و بودجه از دسامبر ۲۰۰۶ پرداخت می‌شه!

حالا کدام احمقی با اينهمه امکانات مخالفه !که مقام محترم رياست.... دستور به انحلال اين کتابخانه داده، تا کتابهاش (به دليل اين که کتاب های مصور توشون زياده) به کتابخانه دانشگاه هنر دانشگاه تهران اهدا بشه! البته نه اينکه تو دانشگاه هنر از اين کتابها استفاده نشه! اما آنجا اين کتابها ۱.٪ هم کارايی نداره!

به چه دليلی؟؟ نبود بودجه !!! آن هم فقط تا چند ماه!!! مگه تا دسامبر ۲۰۰۶ چه قدر مونده!!!!!

 البته ناگفته نماند دليل ديگه‌اش هم آوردن يه آقا پسر ۲۰ ساله به عنوان رييس اين کتابخانه است که هنوز فکر می کنه توی دبيرستان داره فوتبال بازی می‌کنه! ( که اين کار به دليل دهن کجی به مديريت بوده)و چون ديدند طبق پيش‌بينی‌ها(حتی آبدارچی هم می‌تونست حدس بزنه!) اين آقا گند زده به کارها و همه‌ی برنامه‌ها ،  از طرفی هم تمام اداراتی که از اين مرکز حمايت‌می‌کردند به خاطر آدمهايی بود که توی آن بودند، و حالا هم حمايت ها قطع شده، راحت ترين کار ممکن را انجام دادند و اين همه زحمت را فقط با يک امضا اهدا فرمودند...........

 

/ 15 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
anotherone

تحمل شنيدن اين چيزها رو کم کم از دست ميدم. بايد رفت از اينجا. يه شاعری گفته بود: ايران ! تو آباد نميشی ...

سامان

هيچ چيز عجيبی وجود نداره .. اينا به حدی طبيعيه که تمام وضعيت امروزی ما رو توجيه ميکنه ... ضمناْ اين تبريک يال نو از الان يعنی تا اون موقع قرار نيست چيزی بنويسی ؟

امیر حسین

اگر بخواهی بری طوی بطن ماجرا تازه می فهمی که هوا بس ناجوانمردانه سرد است ... از اينکه پيش من اومدی ممنونم٬ باز هم منتظر ات هستم.

لیلا

raje be matlabe payinet bayad begam roozi ke man raftam bad az film hameye zojhaayi ke ghablesh daste hamo gerefte boodan hamdigaro khashmgin nigaa mikardan

ویتامین ث

ايشالله بهار خوشی داشته باشی عزيزم ... سال جديدم بهت تبريک ميگم ....بيخيال نگراني ..ميبوسمت

مهسا

نرجس جان سال نو مبارک

رها- اتاق آبی

سلام ... همیشه این نگرانی از آینده و تأسف گذشته است که کار دست آدم می‌ده. در ضمن سال نوی شما هم مبارک. و ممنونم که به وبلاگم سر زدی.

شیرین.................................

سال نو رو به شما و دوستان عزیزی که از بلاگتون بازدید میکنن تبریک میگم سبز باشی عید دیدنی اگه به ما هم سری بزنید با چند تا ترانه ازتون پذیرایی میکنم البته اگه افتخار بدین ضمنا غصه نخور حل میشه ....فقط تو نیستی عزیز ... شیرین

کسری

گل آمد ، بی وفایی یادم آمد .. بهار آشنایی یادم آمد .. سال نو مبارک