اخبار!!!!

هفته پیش هفته پر دردسری بود!

از روز یکشنبه که خانه‌نشین شدم.

روز دوشنبه آمدم سرکار دیدم به به بساط نقاشی علمه من هم جیم زدم رفتم خونه، اما نگو در حین فرار کیف نازنینم رنگی شده!!!!

چهارشنبه با مریم و جواد شام را رفتیم جاده چالوس؛ یهو ساعت ١٢ شب به سرمون زد بریم نمک‌آبرود( صبحش هم باید تهران می بودیم) خلاصه یا علی از تو مدد....

در همین راستا صبح تو شیبها و پیچ‌های آخر جاده یه سبقت بی جا گرفتن همان و رفتن تو کوه همان....صحنه خیلی بدی بود، به قول همسر روحم دررفت خورد تو شیشه و برگشت!!!!!

پنج شنبه هم باز از رو نرفتیم .... شب راه افتادیم که بریم باغ پدربزرگ همسر..... آن هم بعد از یکی دو شب بی‌خوابی و دردسر.....

ساعت ٢ صبح راه افتادیم، بعد از سه ساعت رانندگی رسیدیم ، تمام روز را هم ورجه زدیم این ور و آنور، ساعت ١١ شب راه افتادیم به سمت تهران، ساعت ٢ صبح رسیدیم تهران.....

بعد از طی تمام این روزهای پر هیجان شنبه صبح رییس گوگولی از سفر برگشته و ترگل ورگل منتظر حضور گرم ما بود..... (حالا خودتان تجسم کنید من چه شنبه دل‌انگیزی داشتم)

 

پ ن : با تمام دوندگی ها و اظراب ها هفته ی پیش خیلی خوش گذشت!!!!!

 

 

 

/ 14 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
تربچه جان

سلام دوست جوون فک کنم که ما هم این دوسه روز اوضاعمون شلوغ باشه [زبان]

خانمه

شما کلا روتون زیاد نیست ؟ بعد از اون کوبدن روح تو شیشه جلویی دوباره رفتین ددر دودور [نیشخند]

قزن قلفی

میگم که چرا زدی قالبت رو ترکوندی ؟ آخه این چه وضعشه ! فیدت رو میخوام نیست ! [قهر] راستی این عسک خودته کنار قالب ؟ [نیشخند]

گیلاس

[نیشخند] عجب هفته خوبیییییی کاش اون سر کار رفتن آخرش نبود!!! آدم همین یزا رو میبینه که تصمیم میگیره شغل شریف خانه داری رو انتخاب کنه دیگه!!! والا!!

شهاب

خوشحالم که خوش گذشته ! [لبخند]

رامین

درود- همیشه خوش باشید [لبخند]

شیلا

خدا رو شکر که اون یه قسمت بخیر گذشت امیدوارم دیگه پیش نیاد و هرچی هست گردش و تفریح باشه

فیروزه

[قلب][گل]

گلپر

بابا مراقب خودتون باشید . خدا رو شکر که به خیر گذشت .[ماچ]

برفی

امان ازین پیچ و خما که تو میپیچی و جاده نمیپیچه خدارو شکر که ختم بخیر شد. مواظب خودت باش[قلب][گل] همیشه خوش و شاد باشی ::))