يا خشکيده است تمام چشمه هايی

که روزگارانی من در آنها دو چشم می ديدم...

يا آن دو چشم ديگر نيست

تا چشمه را نوری درخشان يبافريند...

/ 11 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
mehda

سلام مرسی به من سر زدی نرجس جون بازم بيا خوشحال می شم. راستی منم شاعريم اگه می خوای شعرام را ببينی و خوشحال می شم نظر بدی.

mehda

دوباره سلام بالايی را داشته باش اينم داشته باش. گر در چشمه ای خاموش شود در مکان ديگر جوشان باشد

پدرام

وقت كردي يه خورده از خودت تعريف كن ! الان به جاي چشم، پاچه و ... ميبيني مهم نيست !

mahya

شايد هم من چشمان من ديگر توان ديدن آن چشمهاي زيبا را ندارند . آپيدم و منتظر حضور گرم و آسمونيت هستم .

samira

سلام دوست عزیز از اینکه به وبلاکمون نظر دادی ممنونیم شما هم وبلاگ جالبی دارین

دلداده تو

چشمانی که همه خشکيها را طراوت می دهد که نمی تواند خشکيده باشد.

امید

سلام... اون چشمه ها از سرچشمه خشکیدن ... همن روزی که دیگه درویشی نبود تا نان خشکش رو توی آبشون بزنه.... موفق باشيد...