دل پر حرف

دلم پره از حرفهای نگفته ...  پره از حرفهای تلمبار شده ...

اما حسی برای حرف زدن نیست

حسی برای دردد دل کردن و خالی شدن

این چند وقته هی لبریز شدم از سکوت و در آستانه ی خروش فریادم را فرو خوردم ....

 

 

همه ی این ها را در بودن با تو به دست آوردم .....

کنار تو بودن این حسن را برای من داشته که تحملم بالا رفته.

با تو بودن من را برای همه ی عمر بی نیاز کرده از دیگران, چون برای همیشه روی پاهای خودم ایستادم و دیگه هیچ وقت روی کمک کسی حساب نمی کنم.

تو را داشتن تنهایی ای به من داده که فکر نکنم دیگه هیچ وقت بتونم بشکنمش .......

 

 

و حالا تنهای تنها و بی هیچ پشت و پناهی, با کوله باری از غم ها و زجرها, ایستاده ام در کنار تو تا به خودم ثابت کنم که پوستم کلفت تر از این حرف هاست .......

 

پ ن1: مطالب بالا به هیچ کس و هیچ چیز ارتباطی نداره.

پ ن2: این روزها درد امان را بریده, درد ستون فقرات... برام دعا کنید.

پ ن3: آن خبر بد رسید.




 

/ 26 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عروس

عزیزم معلومه که تو هم می‌تونی بنویسی . فقط هیچ آدرس ای‌میلی ازت نیست . یک ای‌میل به من بزن که برات شناسه و پسورد بفرستم .

يک زن

دلم گرفت...اينروزا منم خوب نيستم...اين نيز بگذرد دوست خوبم...همه چی روبه راه ميشه...مطمئن باش .خب؟

ثمين

سلام نرجس خانوم .... از اشنايی باتو خوشحالم گرچه هنوز فقط ۳تا پستت رو خوندم اما فکر کنم بازم دلم ميخواد بيام اينجا واسه همينم کامنت ميذارم ..موفق باشی دوست گلم

محمد

سلام دوست من ... اميدوارم سلامتی خودت رو بزودی بدست بياری ...وبلاگ کم نظيری داری ....

شاذه

سلام نرجس جان اميدوارم روزهای تلخ هرچه زودتر بگذرن و ختم به خير بشن...

کفشدوزک بدون کفش

سلام دوست من وقتی خنده ات را در کامنتم دیدم انتظار چنین پستی را نداشتم... اینرورها تنهای مسری شده...ناراحت نباش... ایشالله دردتم زود خوب بشه....میتونم درکت کنم وقتی آدم دردی داره و حس هیچ کاری و نداره... خبر بد آخه انتظار کشیدن داشت که منتظرش بودی؟؟؟ در پس هر خبر بدی ،خبر خوشی در کمین است... منتظر آن باش.. شاد باشی دوست من

شراره مامان برديا

سلام نرجس خاتون

رویا

گل نازم خدا بد نده چرا کمرت درد ميکنه انشاءاله هرچه زودتر خوب بشی