دست‌هايت کو

                 دست‌هايم تنهايند

و کسی نيست در اين تاريکی

                شعله‌ای عشق به من هديه دهد.....

                                                                    ((بهاره غمگسار))

/ 22 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Shahab

بابا من همينجام .....خوب نگاه کن ...پيدام می کنی!

zorba

سلاممممممممممم....نه بابا يه حرکتی کردی بالاخره....

هادی

درود. نرجس خانوم برای آيدی دوستيها آفلاين گذاشتم. چون من احتمالا هک شدم و شايد جواب آفلاين منو داده باشی و به من نرسيده باشه ، گفتم اينجا هم متذکر بشم. متشکر. شاد باشی و سلامت. در پناه حق

تاريخ شفاهي

هر روز به مطلبی که می خوام تو ترانه های دوستی بذارم اضاف ميشه . کی نوبت منه ؟ رمزم ندادين بهم . خلاصه اگه تا يه ماه ديگه بهم زمان نمی رسه من واسه سی روز مطلبم طولانی ميشه !!!!!!

من

دست هست..چشم نيست..

nazi

ديشب که آرزوی دستی مهربان داشتم دستی که بر دوشم باشد و دستی که بر آن تکيه زده و اشک بريزم تنها دست واقعی و گرمی که يافتم قرآنی بود که سر بر سرش نهادم و با تماو وجود از نويسنده مهربانش طلب ياری کردم و بعد... چه آرامشی

MOO

سلام.....خوب من بی تقصيرم اما اميدوارم کسی پيدا بشه که تو اين تاريکی شعله ای بهت بده و شادت کنه.......خوش باشی و خرم

zorba

سلام......حال شما؟؟؟؟/

mehdi

دستهايم به انتظار نوازش دستان تو درد می کشند دستم را بگير