دردی را که به سينه پنهان دارم

چشم آشکار می‌سازد...

غمی را که چشم می‌پوشاند

دل فرياد می‌دارد.....

/ 15 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
يكي مثل همه

دل من همه چيز رو تو خودش نگه مي داره و به صورت يك بغض سنگين دراومده......چرا اين

Pedydeth

درود بر نرجس جون كبوتر خوكشله هميشه ها . دلم برات يه ذره شده تا چشاي زرشك دربياد ! نرجس جون دارم يه جورهايي به اين نتيجه ميرسم كه لنگه نداري ! به خاطر همه چيز ممنون ، جواب شعر خوشگلتم ترانه وبلاگ من !

anotherone

بعله ... همينه . هميشه همين شکلی ميشه ... (بد گمون شدم حسابی .چه خبره ؟ اين حرفا چيه ؟!)

linddhv

دردها ميماند درس اين دردها را از ياد مبر و تا به تجربه تبديل شود. کسانی ديگر هم پيدا ميشوند که درد دل را بشنوند.

مریم

نرجس جون از آشنايی با خودت و وبلاگت خوشبختم،میشه بگی ادرس وبلاگ منو کجا دیدی؟

sima

سلام.وبلاگ جالبی داری.پيشم بيا.

Pedydeth

من نبودم ، باز ! هميشه ها هستم هر وقت تو بودي ، من نبودم باز ! دلم سوخيد آخه باز ! شب خوش خوابهاي خوب ببيني ترش و خوشمزه !

مجنون

سلام . وبلاگ قشنگي داري . شعراتم خيلي جالبه . اميدوارم از ديدن وبلاگ من راضي بوده باشين و با خواندن اون شعر ياد خاطره خوبي افتاده باشين