عجب بازي غريبي است

هر وقت كه به دنبالت مي آيم مي گريزي

و آنزمان كه مي گريزم به دنبالم مي دوي…!!!

وقتي كه نگاهت مي‌كنم بي‌اعتنايي

و اگر بي اعتنا شوم مرا تمنا مي‌كني…!!!

به آنسان كه مي‌جويمت نمي‌يابمت

و وقتي تو را مي‌يابم مرا نمي‌جويي…!!!

هر زمان كه از كنارت مي‌گذرم ناشناسي

و چون من ناشناس شوم در كنارم مي‌نشيني…!!!

از همان زمان كه مرا ديدي شناختي

و حالا كه مرا مي‌شناسي مرا نمي‌بيني…!!!

وقتي به دنبالت گشتم نبودي

و حالا كه هستي به دنبالم مي‌گردي…!!!

من از اين بازي خسته‌ام….

 

/ 18 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
rodraner

سلام ... در زندگی همه اين بازی هست.....

MOO

خوب اين شعر هايی که تو ميگی ادم رو شديدا عاشق ميکنه و عاشقا رو ديوونه و ديوونه ها رو مجنون و مجنونين رو........شاد باشی و سبز

مهدی مثبت نگر

سلام.ادرسش رو بده خودم يه کاری ميکنم اينقدر اذيتت نکنه.شاد باشی.

. . . . . . . . هزارتا

سلام . اين کتاب شعرت رو به مام بده ( البته داستان داره . . . . . . . . . که تو خود دانی اگر زيرک وعاقل باشی ...................... )

مهدي المثني

سلام. من خوبم . تو چطوری . اين بچه لقد می زنه. دکترا می گويند نشانه‌ی سلامتی‌شه.

داداش پارسا

سلام عليکم و رحمت الله وبرکاته !! حال شما خوب بودم ؟!! خانواده خوبم؟!... ..

مهدي(دفتر عشق)...

سلام كبوتر زخمي...............زخمت هنوز بر صفحات دفتر عشق باقي است..........خيلي زود دفتر عشق رو فراموش كردي...............ولي من پيدات كردم.............خوشحالم...........موفق باشي.....دوست داشتي يه سري هم به من بزن دوست قديمي.............

Masoud

khoob bood .lezzat bordam .Agar khasti E_mail bedeh ta bishtar sohbat konim. Mamnoon