فراموشي؟

چشمتون روز بد نبينه آي فراموشكار شدم من ....
خودم كه فكر كنم يه چيزي آن ورتر از آلزايمر

چند روز پيش داشتم با يكي از همكارانم صحبت مي‌كردم، بعد يهو كه انگار كلماتي را كه دارم مي‌گم برام گنگ و نامفهوم شده باشه، نه معني حرفهام را مي‌فهميدم و نه يادم مي‌آمد در رابطه با چي داشتم صحبت مي‌كردم 32.gif بهش ميگم‌شراره من داشتم چي مي‌گفتم چپ چپ من را نگاه كرد و گفت من را گرفتي يا منصور خان شدي 09.gif
من آدم خوش حافظه اي بودم، كمتر پيش مي امد چيزي يادم بره،... اما الان كمتر پيش مي اد چيزي يادم بمونه 17.gif
وقتي هم كه به همسر محترم مي‌گم مي گه چيزي نيست خوب مي شي. تا زماني كه من را به خاطر مي اري مشكلي نيست!!!!! 23.gif

خلاصه كه اين فراموشكاري مشكلي شده براي من....
راستي كسي مي دونه چه جوري مي شه كه اينجوري مي شه ( آخه من هنوز خيلي جوانم براي اين كه آلزايمر بگيرم 42.gif )


پ ن 1: شیمی نخوندم، ولی میدونم اگه عشق نباشه، ملکول‌های هیدروژن و اکسیژن نمیتونن اینقدر محکم همدیگه رو فشار بدن که اشک جفتشون در بیاد. ( اين هم يك مسيج عشقولانه به مناسبت ولنتاين)





/ 20 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رزسفيد

هی هی مادر منم بعضی اوقات اينجوری می شدم قبلنا ولی الان انگاری شفا گرفتم ولنتاينت مباااااااااااارک

سبک وزن

از بس آدم مشغله داره حواس نمي مونه

ابی

سلام قشنگ بود منم آپيدم خوشحال ميشم به من هم سر بزنی.

سيمين

خب غصه نخور من خيلی وقته اينجورم تو همه موارد مرسی که بهم سر زدی ببخشيد که انقدر دير اومدم

الهام

به به سلااااااااااااااااااااااام اول بگم عزيزم تازه شدي مثل من بعدشم بگم خانم خيلي خودتون رو گرفتين هااااااااااا ديگه يادي از ما نميكنين ، سراغي از ما نميگيرين ، دلمون براتون تنگ شده بود گفتيم سري بزنيم شايد دلتنگيمون رفع بشه كه اينجور هم شد. خوشحال ميشم تو وبلاگم ببينمت

هلن

من هم گاهی اينطوری ميشم.مخصوصا وقتی ذهنم درگير چندين مساله است و مشغله فکريم زياده.

شقايق

ااا باورتون نمی شه من فکر کردم اینجا کامنت گذاشتم اما فراموش کرده بودم

شهاب

پنجشنبه منتظرتونم !