سلام

ببخشيد من هيچ وقت دوست نداشتم كه اينجا خاطره نويسي كنم

…..

اما امروز صبح يه اتفاقي افتاد كه نتونستم ننويسم

…((صبح مثل هر روز ساعت 7 از خونه زدم بيرون…تو كوچه اي كه مي‏يام تا به خيابون برسم دو تا گربه ديدم…يكيشون مشكي يكيشون پلنگي(راه راه خاكستري و مشكي) …اين دو تا گربه داشنتن با هم آواز مي‏خوندند خيلي جالب ياهم ممممممممممممممئئئئئئئووووووو مي‏كردند منم يه چند دقيقه ايستادم و نگاهشون كردم كه ديدم يه گربه‏ي ديگه هم اومد اول شروع كرد به ليسيدن يكي از اونها و بعد اونم شروع كرد به خوندن…چند دقيقه بعد يه گربه ديگه …..تا اينكه تعدادشون شد 6تا و همچنان خوندنشون ادامه داشت…خدايا تو اون موقع هيچ آرزويي تو دنيا نداشتم جز اينكه اي كاش زبون گربه‏ها رو ميفهميدم…يا لااقل گربه بودم….نميدونيد چقدر اين موضوع برام جالب بود…خدايا كاش لااقل مي‏تونستم وايسم و ببينم آخر اين سمفوني گربه‏ها چي ميشه؟به هر حال با تمام حس كنجكاوي كه داشتم مجبور شدم بيام سر كار…….

/ 51 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پاسات

سلام تو خودت اپديت نمی کنی .اونوقت به ما ميگی؟کجايی معلوم هست؟

mohsen

بازم سلام فکر کنم شعر رو اشتباهی نوشتم: هر کس به زبانی صفت حمد تو گويد بهم سر بزن مر۳۰

عليرضا

سلام نرجس جان . . . خوبی عزيز . . . خودت کجايی ؟ . . . من چند روز سرم بدجوری شلوغ بود نتونستم بيام . . . راستی يه خبر بد ؛ بابای سارا سکته کرد ؛ اما خفيف ؛ الان بيمارستانه . . . بابا رفت قزوين . . . من موندم شرکت . . . کلی کار رو دستم مونده . . . فکر نکنم بابا حالا حالاها بياد . . . پيشم بيا . . . کار تازه ای دارم . . .

sarah

سلام مبادا آپديت کنی... حيفه...

الهام

سلام.اين گربه ها خيلی باحالن! مرسی که بهم سر زدی.

پریسا

سلام بلاگ قشنگی داری موفق باشی...

عليرضا عابدي

دوست عزيز از وب لاگ زيبايت ديدن كردم حالا نوبت شماست كه بازديد مرا پس دهيد

zorba

يه حرکتی نميکنی؟ تاريخ اخرين نوشته ات رو ديدی؟

شهاب صفاري

حتما وقتی رسيدی سر کار ديدی ساعت ۱۰ شده و ورقه اخراجت روی ميزه