در حیاط خانه ما

 

چند وقت پیش آقای همسر آمد، دیدم یه چیزی پشتش قایم کرده، بعد هم زود رفت سمت حیاط!!!شصتم خبر دار شد باز یه جونور جدیده!!!!رفتم حیاط دیدم به به... به به .... باز یه بچه گربه!!!تا آمدم چیزی بگم گفت مادرش رفته واین طفلک گشنه مونده....!!!!؟خلاصه از آن روز به بعد ما ماجراها داریم با این بچه گربه...

خیلی بانمکه هر کسی بره حیاط انقدر دنبالش می دوه تا کلافه اش کنه یا باید باهاش بازی کنی یا باید از دستش در بری...!!!!!؟من تعجب می کنم چرا صدای همسایه های ما در نمی آد با این همه جک و جونوری که ما می ­آریم توی خونه...!؟؟؟

تازه از آن ور هم نمیدونم چی شد که تعداد ماهی­های آکواریوم بعد از عید یهو به سه برابر رسید....( خوب من چی کار کنم که برادر کوچیکه و عمه جان خسته شدند و ماهی هاشون را بخشیدند به ما و من هم نتونستم بگم که نه ما آکواریوممون انقدر دیگه جا نداره!!!! ) طفلی ها کیپ هم کیپ هم شنا می­کنند....از آن ورتر هم  چند تا لاک ­پشت ناز که تو آپارتمان دلشون گرفته بوده و دایم توی خونه گم می­شدند پاشدند و آمدند خونه ما که یکم هوا بخورند ( خدایی این دفعه ما چه گناهی داریم که خونمون یه حیاط  یه وجبی داره....)

بعدترش هم نمیدونم چرا نهال آلبالویی که تازه کاشته بودم برگهاش زرد شده( اخوی محترمه که به قول پدر خدا بیامرزم مهندس بیلیه( همون مهندس کشاورزی) فرمودن: سرکار خانم تو یه وجب باغچه ده تا درخت و تنگ دل هم نمی­کارند..... .) خوب شما به من بگید من چی کار کنم!!!!!دلم می­خواد تو خونمون درخت آلبالو داشته باشیم، خرمالو هم همینطور، توت سیاه را هم دوست دارم، درخت انگور و اقاقیا و سیب هم که از قبل تو باغچه بودند!!!!! خوب من چی کار کنم.....

تازه مجبورم کردند که سبزی­ها و گل­هام را هم توی باغچه های هوایی (بلوک­های مخصوص گل­کاری) بکارم...

یه وقت خدایی نکرده فکر نکنید حیاط ما خیلی بزرگه ها ... نه عزیز گفتم که یه ذره بزرگتر از یه وجب!!!!

 

 

/ 24 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شهاب

ای بابا !‌ یه باغ وحش خصوصی در راستای اصل 44 قانون اساسی راه انداختید شما ها ! [زبان]

گلپر

نرجس جان عزیزم کامپیوتر من خراب شد و لیست دوستانم در internet explorer پاك شد و مغاير شد با عوض شدن قالب پرشين بلاگ كه اونجا هم ليست دوستانم خراب شد[ناراحت]. چند وقتي هست كه دنبال آدرست هستم . تو همون نرجس عزيزي هستي كه من قبلا وبلاگش رو مي خوندم و در قالب وبلاگت عكس توت فرنگي داشتي ؟ [ماچ]

شیلا

خانوم خانوما شما اگه حیاط بزرگ نداری احتمالا یه دل بزرگ داری که همه اینها رو توش جا میدی. راستی من الان یه عالمه توت فرنگی تو یخچال دارم دیگه خیالت از بابت من راحت باشه هروقت دلت خواست اون توت فرنگی خوشگله رو تو قالبت بزار[ماچ][گل]

دادگان

دادگان با ((جستاری در تمدن باستانی جیرفت)) به روز شد.[گل]

فیروزه

[قلب][گل]

قله نشین

وای نرجس جوون چه جالبه من ازحیووون خوشم نمیاد اما عاشق گل و گیاه و گلدوون هستم خوشبحالت که دل و دماغ شو داری [تایید]

يك زن

[چشمک][نیشخند]یک نظر خصوصی داشته بیدید

خانوم گلی

سلام نرجس جون... وای چه خبره تو حیاط یه وجبیه شما! ایشاللا خدا یه حیاط بزرگتر نصیبتون کنه [نیشخند] [قلب]

بهار

بازم خوبه هر دوتون حیوون دوستید اگرنه کار خیلی سخت می شد. منم دلم حیاط می خواد حتی کوچیکشو[ناراحت]