من اين بار را برای تو می نويسم :

تويی که از دروغ بیزاری 

ولی چشمانت دروغ را فرياد می کنند

و لبانت جز با دروغ از هم گشوده نمی‌شوند

ولی هميشه خود را با دروغ می فريبی که ....

/ 20 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
گلناز کوچیکه

خب خاله آدم دروغگوا اصلن هم خیلی بدن راستم نمیگن هیچوخ.

ilaka

متن شما بسیار زیبا بود البته تمام صفحه و موزیک .باید ادم جالبی باشید.من زیاد فعالیت ندارم اما اگر خواستید می تونید یه سر به بلاگ من بزنید.

مهرداد

سلــــــــام....اخ که اين متنت چقدر قشنگ بود.من رو ياد يه نفر انداخت.....يه دروغگو.......................شاد باشی.

گلبرگ

خوب برای بعضی ها بی دروغ روز شب نمی شه ديگه...................يا علی

anotherone

عيب نداره. فکر کنم يا تلاش ميکنه بهتر بشه يا اگر هم نشه ... خوب نشده ديگه . تنها ميمونه فقط. چه ضرری به شما رسونده که اينقدر ازش ناراحتيد ؟

مثبت نگر

بچه های بد درغ ميگن بعدنا هم ميرن جهنم.

پدرام

به اميد التيام زخم بالهاي نازنينت با معجوني از شرابي ترش رنگ به انتظار نشسته ام تا لبخند جاودان را بر لبهايت و كوله كهنه و پوسيده خستگيهايت را كنار زباله دان فراموشي ات ببينم خوشحالم خيلي خوشحالم تا هميشه برق انگشتانت را تازه و شاداب بببينم.