چشم شيشه ای را چرا توان گريستن نبود؟

چشم ،چشم بود ار گريه‌دار تويی.....

/ 8 نظر / 2 بازدید
ارش

سلام.ره گم کرده به اينجا رسيدم.لذت بردم ///چشمها منتظر ، نفسها حبس، خیره در بام رستگاری تا// عشق بر نردبان مذهب در ، پله ی اخرین چه خواهد کرد . بدرود.

zorba

شايد مثل منکه نميدونم و متعجبم از اينکه ياد من افتاديد :دی//// اقا محمد گل چطوره؟..خودت خوبی؟...چرا اينقدر قرارها اينجوری شده... نميشه تو اين دو سه روز تعطيلی يه برنامه ی سفر بريزيم... حتی يه صبح تا شب؟..به شرطی که همه بچه ها باشن اااااا//

دریا

سلام دوست عزیز.خیلی زیبا بود.موفق و شاد باشی! منم اپم

elaheh

سلام . ممنون که به من سر زدی. وبلاگ زيبايی داری . موفق باشی

مهيار

سلام بر گريه تو و گريه‌دار تو ///

محسن

سلام ... خوبيد ؟ محمد آقا چطوره ؟ منو که يادتون هست ؟ محسن ٬ ستون آزاد سابق ٬ درهم برهم ٬ جديد ٬http://mohsen01.persianblog.ir اين آدرس قبليه بود برای اينکه خوب به جا بياريد ٬ خيلی خوشحال شدم ديدم هنوزم می نويسيد ٬ سلام برسونيد ٬ موفق باشيد ... !!!

anotherone

سلام.