من آن دم که در لباس مرگ خوابيدم

بدانستم که در جهان آسايش چيست!!!

و آن زمان که قصد سفر کردم

ميان اينهمه ديدم که آرامش  نيست!!!!

/ 2 نظر / 3 بازدید
Pedrum

آرامش و آسايش طفلكيها دو تا پيرزن بودن همسايه اونوري ما جفتشون به فاصله يه ماه مردن ! البته نمردن عمرشونو دادان به شما ! كفتر نالوتي ديگه دارم دوستت نداشته ميشم بهم نميزنگولي منم ميزنگولم جلسه داري !

A

سلام...