وقتی يه ديوانه صد تا عاقل را اسير می‌کنه!!!

کی ديوانه‌است؟‌آن؟ يا آنهايی که اسير دست آن شدند؟

 

/ 6 نظر / 4 بازدید
zorba

گاهی بايد ديد که ديوانه به کی ميگن؟.. به اونهايی که بين همه مردم جزو اقليتی کم شمار به شمار ميرن و کارهاشون مثل مردم نيست؟!!! گاهی همين اقليت کم مقياسی برای ديوانگی مردم به حساب مياد...مثل مردمی که روزی گالیله رو به خاطر نظريه ی گرد بودن زمين و چرخش اون به دور زمین ديوانه ميدونستن و حتی کار به دار زدن اونهم داشت کشيده میشد..... اما اونچه مسلمه اينه که اون ادم هم برای خودش منطقی داره.... با سلام... مخلص اقا محمد و بانوی محترمشون نيز هستيم...(چشمک)... برقرار باشيد

ساروي كيجا

مرسی که سر زدی . ولی اسم وبلاگت خيلی دردناکه . آدم دلش می گيره .

آرش

ديوونه منم که دارم راجع بهش می فکرم

امیر راد

هیچ کدوم... دیوونه اونه که روی آدمها اسم می گذاره.یکی رو عاقل و یکی رو دیوونه!!! همه دارن زندگیشون رو اونجوری که فکر میکنند درسته انجام میدن.

بهروز

باد ما را خواهد برد! در شب كوچك من، افسوس باد با برگ درختان ميعادي دارد در شب كوچك من دلهره ويرانيست گوش كن وزش ظلمت را مي شنوي؟ من غريبانه به اين خوشبختي مي نگرم من به نوميدي خود معتادم گوش كن وزش ظلمت را مي شنوي؟ در شب اكنون چيزي مي گذرد ماه سرخست و مشوش و بر اين بام كه هر لحظه در اوبيم فرو ريختن است ابرها، همچون انبوه عزاداران لحظه باريدن را گوئي منتظرند لحظه اي و پس از آن، هيچ. پشت اين پنجره شب دارد مي لرزد و زمين دارد باز مي ماند از چرخش پشت اين پنجره يك نامعلوم نگران من و تست اي سراپايت سبز دستهايت را چون خاطره اي سوزان، در دستان عاشق من بگذار. و لبانت را چون حسي گرم از هستي به نوازش هاي لبهاي عاشق من بسپار باد ما را با خود خواهد برد باد ما را با خود خواهد برد